عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
603
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
است دشمن را از مؤمنان [ از آنچه آدميان دشمنان را از خود ] . مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً هر كه شفاعت كند شفاعتى نيكو ، يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها ويراست از مزد آن بهرهاى ، وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً و هر كه شفاعت كند شفاعتى بد ، يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها ويراست از و بال آن بهرهاى ، وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتاً ( 85 ) و اللَّه بر همه چيز پادشاه است و گوشوان و توانا و دهنده به اندازه . النوبة الثانية قوله تعالى : أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ الآية - التدبّر فى اللّغة النّظر فى ادبار الامور . تدبّر آنست كه در آخر كارها نظر كنى ، تا اوّل و آخر آن بهم سازى و راست كنى . ربّ العالمين ميگويد درين آيت كه : چرا نشنوند منافقان اين قرآن را ؟ ! و چرا در آن تفكّر و تأمّل نكنند ؟ ! و در اوّل و آخر آن ننگرند ؟ ! تا بدانند كه آيات آن براستى و درستى و پاكى همه به يكديگر ماند ، و يكديگر را تصديق مىكند ، در آن تناقض و تفاوت نه ، و اگر جهانيان همه بهم آيند ، و عقلها و علمها همه درهم پيوندند ، تا مثل آن بيارند ، نتوانند ، و عاجز شوند ، چنان كه ربّ العزّة گفت : قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ الآية . مجاهد گفت : معنى آنست كه چرا نينديشند درين قرآن تا بدانند كه مخلوق نيست ، و بسخن مخلوق مانده نيست ؟ ! مصطفى ( ص ) گفت : « فضل كلام اللَّه على غيره كفضل اللَّه على خلقه » . و روى انّه قال : « انّ فضل القرآن على سائر الكلام كفضل اللَّه على خلقه ، و ذلك انّه منه » . عمران بن حصين گفت : عبد اللَّه مسعود را ديدم در كوفه ، گفتم : يا عبد الرحمن ! از علم تورات بنزديك تو چيز هست ؟ گفت : نعم ، انّ اوّل ما انزل اللَّه على موسى فى التورية : لا إله الّا اللَّه ، محمد رسول اللَّه ، القرآن كلام اللَّه . وكيع بن الجراح گفت امام اهل